مسلم علادی...
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 4:27
در روزگاری که قلبها به جای سینه ها در جیبها می تپد! حرف از عشق زدن کار بیهوده ایست...
ﺣﮑﯿﻤﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ، ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺁﺧﺮﺕ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 4:26
فردا...
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 19:05
هیچ چیز را برای فردا نگذار...
...
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 11:34
امتحان
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 20:17
دور بودن از عزیزان مشکل است امتحان باوفایی در جدایی حاصل است گر چه من دورم ز پیشت ای عزیز دوریت دریا و یادت ساحل است
ماه یادگاری...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 20:17
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری، من اون ماهو دادم به تو یادگاری...
یادمان باشد...
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 6:49
به زندگی فکر کن! ولی برای زندگی غصه نخور...ديدن حقيقت است، ولی درست ديدن فضليت... ادب خرجی ندارد ولی همه چيز را ميخرد... با شروع هر صبح فکر کن تازه بدمهربان باشیم...نيا آمدی...مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش شايد فردايی نباشد... شايد فردايی باشد اما عزيزی نباش... یادمان باشد..... با شکستن پای دیگر...
آن طرف لحظه ها...
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 2:21
یکی را دوست دارم، ولی افسوس که او میداند ولی نمیخواهد...
بنده نوازی خداوند...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:07
تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز است؟ میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم...
بغض نگیرتت...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:07
به بعضی ها باید گفت: شمایی که تا دورت شلوغ میشه جو میگیرتت! حواست باشه تنها که شدی بغض نگیرتت...
یار دگر...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:07
روم به جای دگر و دل دهم به یار دگر... هوای یار دگر دارمو و دیار دگر... به دیگری دهم این دل که خوار کردی تو... چرا که عاشق نو دارد، اعتبار دگر...
دوست خوب...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:07
حرف زدن با خداوند مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است... ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم اما میدانیم که دارد گوش میدهد...
فقط او را بخوانیم...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:07
در هیاهوی زندگی دریافتم... چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود دریافتم کسی هست که < اگر بخواهد میشود و اگر نه نمیشود > به همین سادگی... کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم فقط او را "میخواندم"
فقط تویی...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:07
ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﯾﺎﺭﯼ ﺑﺰﺩ ﮔﻔﺖ ﯾﺎﺭﺵ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺍﯼ ﻣﻌﺘﻤﺪ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ... ﮔﻔﺘﺶ ﺑﺮﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺧﻮﺍﻧﯽ ﻣﻘﺎﻡ ﺧﺎﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﺎﻡ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺁﺗﺶ ﻫﺠﺮ ﻭ ﻓﺮﺍق ﮐﯽ ﭘﺰﺩ ﮐﯽ ﻭﺍ ﺭﻫﺎﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﻔﺎﻕ ﺭﻓﺖ ﺁﻥ ﻣﺴﮑﯿﻦ ﻭ ﺳﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺳﻔﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻕ ﺩﻭﺳﺖ ﺳﻮﺯﯾﺪ ﺍﺯ ﺷﺮﺭ ﭘﺨﺘﻪ ﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﭘﺲ ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩ ﺧﺎﻧﻪٔ ﻫﻤﺒﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩ ﺑﺮ ﺩﺭ به صد ﺗﺮﺱ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺗﺎ ﺑﻨﺠ...
حکایت شب...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:06
شب چه حکایت قشنگیست آدم را وادار به فکر کردن به آنهایی میکند که عزیزند...
خبر از دل من خدا دارد...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:06
دل دیوانه من به غیر از محبت گناهی ندارد! خدا داند...
اندازه گیری خداوند...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:06
وقتی خدا بخواد بزرگی آدمی رو اندازه بگیره! متر رو به جای قدش دور " قلبش " میگیره...
راه...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:06
عشق فراموش کردن نیست بخشیدن است گوش کردن نیست درک کردن است دیدن نیست احساس کردن است جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است حتی تنها